در اقتصاد امروز، اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه یکی از ارکان بنیادین تولید، تجارت، خدمات، تامین مالی، صادرات و ارتباط با بازارهای جهانی بهشمار میآید؛ ازاینرو، هرگونه اختلال در این زیرساخت حیاتی، تنها کسبوکارهای آنلاین را متأثر نمیسازد، بلکه کل زنجیره ارزش را در معرض آسیب قرار میدهد. سال ۱۴۰۴ را باید یکی از پُرهزینهترین و نگرانکنندهترین مقاطع برای اقتصاد دیجیتال ایران دانست؛ سالی که در سه مقطع، قطعی اینترنت بر پیکره این بخش و نیز دیگر حوزههای اقتصادی تحمیل شد. برآوردها از میزان خسارت ناشی از این اختلال نیز متفاوت است. وزارت ارتباطات، خسران ناشی از قطع روزانه اینترنت در جریان جنگ ۱۲روزه را حدود ۵۰۰ میلیارد تومان اعلام کرده بود. با این حال، برآوردهای بخش خصوصی از میزان خسارت ناشی از این قطعیها، بهمراتب بالاتر از ارقام رسمی است. حتی اگر مبنای محاسبه را همان رقم اعلامشده از سوی وزارت ارتباطات قرار دهیم، حاصل ضرب مجموع روزهای قطعی اینترنت در خسارت روزانه برآوردشده نیز عددی قابل توجه و سنگین برای اقتصاد کشور خواهد بود. با توجه به تداوم این قطعیها در سال ۱۴۰۵ و نهایتا رویکرد متولیان امر در تخصیص اینترنت طبقاتی، به نظر میرسد ناپایداری اینترنت بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از ریسکهای مزمن و اثرگذار برای زیستبوم دیجیتال ایران است؛ ریسکی که بیش از همه، بنگاههای دانشبنیان و همچنین بخشهای صادراتمحور را در معرض فرسایش، وقفه در فعالیت و افزایش نااطمینانی قرار میدهد. این گزارش میکوشد ابعاد این خسارت و پیامدهای آن را برای بخشهای مختلف اقتصاد ایران را واکاوی کند.
خسارت پنهان و آشکار قطعی اینترنت برای کسبوکارها
نایبرئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق خراسان رضوی، با تاکید بر اینکه هنوز رقم دقیقی از خسارات ناشی از قطع اینترنت اعلام نشده، تصریح میکند: شواهد میدانی از بروز زیانهایی چشمگیر، گسترده و چندلایه در کسبوکارها حکایت دارد. البته زیان وارده، فراتر از خسارتهای مالی بوده و به فرسایش اعتماد، افزایش نااطمینانی و تضعیف بنیانهای اقتصاد دیجیتال منجر شده است.
سیدحسن هاشمی، بیان میکند: در دورههای قطع کامل اینترنت، شمار زیادی از شرکتها عملاً با توقف کامل جریان درآمدی روبهرو میشوند و فعالیت بسیاری از کسبوکارها به صفر میرسد. حتی پس از بازگشت نسبی زیرساختها نیز آثار بحران تداوم مییابد؛ بهگونهای که شرکتها در ایفای تعهدات مالی خود از جمله پرداخت حقوق کارکنان، مالیات، بیمه و سایر هزینههای جاری با مشکل مواجه میشوند و زنجیره تعهدات اقتصادی دچار اختلال میگردد.
به اعتقاد رئیس هیئت مدیره گرین وب، اینترنت طبقاتی هم راهگشا نیست چون بخشی گردش اقتصادی و پیوند مشتری و فروشنده را با وقفه مواجه میکند و بخشی از ظرفیتهای بینالمللی که بر روی پلتفرمها یا در چهارچوب خدمات بنگاههای ایرانی فعال است را برای مشتری داخلی خارج از دسترس میکند.
هاشمی میافزاید: در چنین فضایی، سرمایهگذاران داخلی و خارجی نیز پروژهها را متوقف یا معلق میکنند؛ زیرا ریسک فعالیت بهصورت ناگهانی افزایش مییابد. به گفته او، هرچند خسارت مالی این وضعیت به چند هزار میلیارد تومان میرسد، اما مهمتر از رقم خسارت، «پیام نااطمینانی» است که به فعال اقتصادی مخابره میشود؛ پیامی مبنی بر اینکه امکان برنامهریزی و پیشبینی پایدار وجود ندارد و احتمال تکرار بحران همواره مطرح است.
بازار کار زیر فشار بحران ارتباطی
نایبرئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق خراسان رضوی، بحران ارتباطی اخیر را یکی از سنگینترین ضربات وارده به بازار کار این حوزه میداند و میگوید: بر اساس دادههای موجود، بازار کار اقتصاد دیجیتال با افت ۵۷ درصدی مواجه شده و میزان استخدام در شرکتهای کوچک و متوسط نیز ۷۴ درصد کاهش یافته است.
به گفته وی، این افت در شرکتهای دانشبنیان و فناور، که ماهیت فعالیتشان به اتصال پایدار اینترنت وابسته است، شدیدتر بوده و فشار مضاعفی بر این بنگاهها وارد کرده است.
رئیس هیئت مدیره گرین وب هشدار میدهد: کوچکشدن اکوسیستم فناوری صرفاً یک تحول اقتصادی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی مهمی نیز به همراه دارد. تعدیل نیرو، بیکار شدن نیروهای متخصص، بهویژه جوانان فعال در استارتاپها و کاهش فرصتهای شغلی تخصصی، در بلندمدت ساختار اشتغال کشور را تحتتاثیر قرار میدهد و در عین حال، نشانهای از تضعیف ظرفیت نوآوری ملی به شمار میرود.
مهاجرت از سطح نیروی انسانی به سطح شرکتها
هاشمی با اشاره به روند فزاینده مهاجرت نخبگان تصریح میکند: کشور از مرحله مهاجرت افراد عبور کرده و وارد مرحله مهاجرت شرکتها شده است؛ به این معنا که برخی شرکتها دفاتر خود را در خارج از کشور ثبت میکنند، فعالیت اصلی خود را منتقل میسازند، نیروهای کلیدی را به خارج میبرند یا ساختار خود را بر پایه دورکاری بینالمللی سامان میدهند و ایران را صرفاً بهعنوان پایگاهی پُرریسک برای فعالیت محدود در نظر میگیرند.

وی ادامه میدهد: شرکتی که حتی یکبار، از کار افتادن زیرساخت اصلی فعالیت خود را در فاصله چند ساعت تجربه کرده باشد، دیگر نمیتواند برای آیندهاش بر همان بستر با اطمینان برنامهریزی کند. ازاینرو، انتقال فعالیت به محیطی با ثبات بیشتر، امنیت سرمایهگذاری بالاتر و امکان پیشبینیپذیری، به تصمیمی طبیعی و عقلانی تبدیل میشود.
اختلال در صادرات و حذف از زنجیره جهانی فناوری
رویس هیئت مدیره گرین وب در بخش دیگری از سخنانش به آثار قطع اینترنت بر صادرات خدمات فناوری اشاره میکند و میگوید: این بخش بر چهار پایه اساسی، یعنی ارتباط پایدار، پاسخگویی لحظهای، پشتیبانی بیوقفه و اجرای تعهدات در زمان مقرر استوار است و قطع اینترنت هر چهار محور را بهطور همزمان تضعیف میکند. نتیجه چنین وضعیتی، فسخ قراردادها، تعلیق پروژهها و از دست رفتن فرصتهایی است که شرکتها سالها برای بهدست آوردن آنها تلاش کردهاند.
وی یادآور میشود: در این شرایط، شرکتهای خارجی بهتدریج طرف ایرانی را شریکی غیرقابل اتکا تلقی میکنند و حتی مذاکرات جدید نیز متوقف میشود؛ زیرا نخستین پرسش طرف مقابل این است که در صورت تکرار قطع ارتباط، چه تضمینی برای تداوم همکاری وجود دارد. از این منظر، قطع اینترنت بهمعنای خروج اجباری از زنجیره جهانی فناوری و از دست رفتن امکان نقشآفرینی پایدار در بازارهای بینالمللی است.
هشدار نسبت به آینده اقتصاد دیجیتال
نایبرئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق خراسان رضوی در پایان هشدار میدهد: در صورت تداوم و تکرار این روند، پیامدهایی همچون تشدید مهاجرت نخبگان و خروج شرکتها، تعدیل گسترده نیروی انسانی، کاهش سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی و نابودی استارتاپهای کوچک، اجتنابناپذیر خواهد بود.
او تاکید میکند: جهان امروز در رقابتی فشرده برای توسعه اقتصاد دیجیتال قرار دارد و مهمترین سرمایه این رقابت، نیروی انسانی مستعد و خلاق است؛ سرمایهای که بسیاری از کشورها در تلاش برای جذب آن از ایران هستند. از همینرو، اگر چرخه بیاعتمادسازی و بیثباتی در فضای دیجیتال کشور ادامه یابد، ایران نهتنها از مسیر توسعه این بخش بازخواهد ماند، بلکه در رقابتهای منطقهای نیز جایگاه خود را بیش از پیش از دست خواهد داد.