هوش مصنوعی ۱۲۰۰۰ رشته دانشگاهی چین را حذف کرد

تا همین چند سال پیش، انتخاب رشته دانشگاهی تصمیمی بود که می‌توانست مسیر شغلی یک فرد را برای چند دهه مشخص کند. دانشجو وارد دانشگاه می‌شد، مجموعه‌ای از دانش تخصصی را فرا می‌گرفت و انتظار داشت همان آموخته‌ها، دست‌کم تا سال‌ها برای ورود و ماندن در بازار کار کافی باشند اما هوش مصنوعی، اتوماسیون و فناوری‌های نوظهور، این معادله را برهم زده‌اند.

نشانه روشن این تغییر را می‌توان در تصمیم تازه دانشگاه‌های چین دید؛ جایی که طی چهار سال، بیش از ۱۲ هزار برنامه آموزشی در مقطع کارشناسی حذف یا تعلیق شده و هم‌زمان حدود ۱۰ هزار برنامه آموزشی جدید به دانشگاه‌ها راه یافته است. در مجموع، بیش از ۳۰ درصد برنامه‌های دانشگاهی این کشور بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ دستخوش تغییر شده‌اند؛ تحولی که نشان می‌دهد حتی دانشگاه‌ها نیز دیگر نمی‌توانند با همان ساختار گذشته حرکت کنند.

جراحی بزرگ در نظام آموزش عالی چین

بخش قابل‌توجهی از برنامه‌های حذف‌شده به حوزه‌هایی مانند هنر، علوم انسانی، زبان‌های خارجی و مدیریت مربوط می‌شوند؛ رشته‌هایی که از نگاه سیاست‌گذاران چینی، یا با اشباع بازار کار روبه‌رو شده‌اند یا ارتباط مستقیمی با اولویت‌های اقتصادی و صنعتی آینده ندارند.

در مقابل، دانشگاه‌ها به سمت توسعه رشته‌ها و برنامه‌هایی در حوزه هوش مصنوعی، رباتیک، علوم داده، نیمه‌رساناها، کشاورزی دیجیتال و فناوری‌های نوظهور حرکت کرده‌اند. تا سال ۲۰۲۶ بیش از ۶۰۰ دانشگاه چین دوره کارشناسی هوش مصنوعی راه‌اندازی کرده‌اند؛ درحالی‌که در سال ۲۰۱۸ تنها ۳۵ دانشگاه مجوز ارائه چنین رشته‌ای را داشتند.

هوش مصنوعی فقط یک رشته جدید نیست!

ممکن است در نگاه اول تصور کنیم پاسخ دانشگاه‌ها به ظهور هوش مصنوعی، صرفاً اضافه‌کردن چند رشته جدید به دفترچه‌های انتخاب رشته است. اما اتفاقی که در چین رخ می‌دهد، عمیق‌تر از این تغییر ظاهری است.

هوش مصنوعی در حال تبدیل‌شدن به یک لایه مشترک در رشته‌های مختلف است. همان‌طور که امروزه تقریباً هیچ کسب‌وکاری نمی‌تواند بدون اینترنت فعالیت کند، در آینده نیز بسیاری از تخصص‌ها بدون شناخت ابزارها و قابلیت‌های هوش مصنوعی کامل نخواهند بود.

نمونه این رویکرد را می‌توان در راه‌اندازی رشته «هوش تجسم‌یافته» یا Embodied Intelligence مشاهده کرد؛ حوزه‌ای میان‌رشته‌ای که هوش مصنوعی را با رباتیک، مهندسی مکانیک، علوم کنترل، زیست‌پزشکی و تعامل انسان و ماشین ترکیب می‌کند. برای نمونه، دانشگاه بیهانگ چین، برنامه خود در این حوزه را بر پایه پنج رشته اصلی شامل مهندسی مکانیک، مهندسی پزشکی، هوش مصنوعی، علوم کنترل و مهندسی هوافضا طراحی کرده است.

این مدل نشان می‌دهد که مرزهای سنتی میان رشته‌ها به‌تدریج در حال کمرنگ‌شدن هستند. بازار آینده لزوماً به دنبال فردی نیست که فقط برنامه‌نویس، پزشک، مدیر یا مهندس مکانیک باشد؛ بلکه به متخصصی نیاز دارد که بتواند دانش اصلی خود را با داده، فناوری و هوش مصنوعی پیوند دهد.

پایان عصر “یک مدرک برای تمام عمر”

مهم‌ترین پیام تصمیم دانشگاه‌های چین شاید این باشد که مدرک دانشگاهی دیگر تضمین‌کننده یک مسیر شغلی ثابت نیست. در بازار کاری که فناوری با سرعت زیادی وظایف، مشاغل و مدل‌های کسب‌وکار را تغییر می‌دهد، افراد باید بارها در طول دوران حرفه‌ای خود مهارت‌های تازه‌ای یاد بگیرند.

در چنین شرایطی، مدل سنتی «چهار سال تحصیل و چند دهه کار» جای خود را به یادگیری مستمر می‌دهد. دوره‌های کوتاه‌مدت، ریزتخصص‌ها، آموزش‌های پروژه‌محور و مهارت‌آموزی در محیط واقعی کسب‌وکار، نقش مهم‌تری پیدا می‌کنند.

وزارت آموزش چین نیز برنامه‌ای برای ایجاد هزار ریزتخصص و هزار دوره مهارت حرفه‌ای آغاز کرده که تاکنون بیش از یک میلیون دانشجو از آن بهره‌مند شده‌اند. هدف این برنامه، ایجاد سازوکاری سریع‌تر برای پاسخ‌دادن دانشگاه‌ها به نیازهای در حال تغییر بازار کار است.

این الگو می‌تواند نشانه‌ای از آینده آموزش باشد: دانشگاه همچنان اهمیت دارد، اما دیگر تنها نقطه یادگیری نیست. افراد باید بتوانند هم‌زمان از دانشگاه، پلتفرم‌های آموزشی، محیط کار، پروژه‌های واقعی و ابزارهای هوشمند برای توسعه توانمندی‌های خود استفاده کنند.

سخن آخر

ممکن است برخی از رشته‌های پرتقاضای امروز نیز چند سال دیگر جای خود را به تخصص‌های تازه‌تری بدهند. بنابراین، پاسخ بلندمدت به تحولات بازار کار فقط پیش‌بینی نام رشته‌های آینده نیست.

آنچه بیش از هر عنوان دانشگاهی اهمیت پیدا می‌کند، توانایی یادگیری، حل مسئله، تفکر انتقادی، کار میان‌رشته‌ای و همکاری با فناوری است. هوش مصنوعی بسیاری از وظایف را خودکار خواهد کرد اما هم‌زمان نیاز به افرادی را افزایش می‌دهد که بتوانند مسئله درست را تعریف کنند، خروجی ماشین را ارزیابی کنند و فناوری را در خدمت نیازهای واقعی انسان و جامعه قرار دهند.

تصمیم چین، فارغ از اینکه تا چه اندازه موفق یا قابل نقد باشد، یک پیام روشن دارد: فاصله میان آموزش و بازار کار دیگر نمی‌تواند سال‌ها ادامه پیدا کند. دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و افراد باید با سرعت بیشتری خود را بازطراحی کنند؛ زیرا در عصر هوش مصنوعی، مهم‌ترین مهارت، دانشی نیست که امروز در اختیار داریم، بلکه توانایی ما برای یادگرفتن چیزی است که فردا به آن نیاز خواهیم داشت.