در نگاه اول، ممکن است افت شاخص کل بورس در تیرماه ۱۴۰۵ این تصور را ایجاد کند که بازار سرمایه وارد فاز رکودی شده است؛ اما بررسی دقیقتر آمارها روایت دیگری را نشان میدهد. واقعیت این است که موتور بازدهی بورس در سال ۱۴۰۵ دیگر تنها در نمادهای بزرگ و شاخصساز خلاصه نمیشود و بخش مهمی از فرصتهای سرمایهگذاری به سمت شرکتهای کوچک و متوسط حرکت کرده است.
رشد قابل توجه شاخص هموزن نسبت به شاخص کل، بازدهی چشمگیر بسیاری از نمادهای کوچکُهمگی از تغییر رفتار سرمایهگذاران و جابهجایی جریان نقدینگی در بازار حکایت دارند.
شاخص هموزن؛ روایت متفاوت بورس در سال ۱۴۰۵
بورس تهران در تیرماه با اصلاحی نسبی همراه شد و شاخص کل حدود ۴.۷ درصد از ارتفاع خود را از دست داد. این اتفاق در نگاه اول چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد، اما وقتی عملکرد شاخص هموزن را بررسی میکنیم، تصویر کاملاً متفاوتی شکل میگیرد.
در حالی که شاخص کل کاهش یافت، شاخص هموزن نزدیک به یک درصد رشد کرد؛ اتفاقی که نشان میدهد فشار فروش عمدتاً بر نمادهای بزرگ متمرکز بوده و بخش زیادی از شرکتهای کوچک و متوسط همچنان روند مثبتی داشتهاند.
این تفاوت، تنها یک اختلاف آماری نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر مسیر بازار است. سرمایهگذاران دیگر صرفاً به دنبال خرید نمادهای شاخصساز نیستند و فرصتهای رشد را در شرکتهایی جستوجو میکنند که ارزش بازار کوچکتری دارند اما ظرفیت رشد بیشتری از خود نشان دادهاند.
چهار ماه نخست سال؛ سبقت سهام کوچک از شاخصسازها

تصویر کلی بازار از ابتدای سال، این تغییر را بسیار شفافتر نشان میدهد.
تا پایان تیرماه، شاخص کل بورس حدود ۳۲ درصد رشد کرده است، اما شاخص هموزن بازدهی حدود ۴۲ درصدی را ثبت کرده است.
اختلاف ۱۰ واحد درصدی میان این دو شاخص، تنها یک عدد نیست؛ بلکه نشان میدهد استراتژی سرمایهگذاری مبتنی بر انتخاب سهم، در سال جاری عملکرد موفقتری نسبت به تمرکز بر شرکتهای بزرگ داشته است.
به بیان دیگر، بازار در سال ۱۴۰۵ فرصتهای بیشتری را در میان شرکتهای کوچک و متوسط ایجاد کرده و سرمایهگذارانی که توانستهاند این فرصتها را شناسایی کنند، بازدهی بالاتری به دست آوردهاند.
آیا فرصتهای بازار در نمادهای کوچک متمرکز شده است؟
آمارها نشان میدهد از ابتدای سال تاکنون، ۶۹۸ نماد بازدهی مثبت داشتهاند و تنها ۸۷ نماد با کاهش قیمت مواجه شدهاند.
این آمار در کنار عملکرد بهتر شاخص هموزن، یک پیام مهم برای فعالان بازار دارد؛ در شرایط فعلی، فرصتهای رشد صرفاً در شرکتهای بزرگ و شاخصساز خلاصه نمیشود. بخش قابل توجهی از بازدهی بازار توسط شرکتهای کوچک و متوسط ایجاد شده و همین موضوع باعث شده توجه تحلیلگران و سرمایهگذاران بیش از گذشته به این دسته از نمادها جلب شود.
البته این به معنای مناسب بودن همه نمادهای کوچک برای سرمایهگذاری نیست. همانطور که عملکرد ضعیف برخی سهمها نشان میدهد، انتخاب سهم همچنان مهمترین عامل موفقیت در بازار سرمایه است.
سخن آخر
کارنامه بورس در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد ساختار بازدهی بازار نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده است. اگرچه شاخص کل در تیرماه اصلاح شد و خروج پول حقیقی همچنان ادامه دارد، اما رشد پرشتاب شاخص هموزن، عملکرد درخشان صنایع منتخب و بازدهی بالای بسیاری از نمادهای کوچک نشان میدهد فرصتهای بازار بیش از گذشته در خارج از محدوده شرکتهای بزرگ شکل گرفتهاند.
برای سرمایهگذاران، مهمترین درس این دوره آن است که اتکا به شاخص کل، دیگر تصویر کاملی از وضعیت بورس ارائه نمیدهد. در بازاری که اختلاف بازدهی شاخص هموزن و شاخص کل به حدود ۱۰ واحد درصد رسیده است، تحلیل صنایع، شناسایی شرکتهای مستعد و انتخاب هوشمندانه سهم، نقش پررنگتری نسبت به گذشته در موفقیت سرمایهگذاری ایفا میکند.